مدیریت ، اقتصاد و کامپیوتر

درباره همه مطالب مرتبط با مدیریت می نویسم یا مطلب می گذارم ترفندها و مقالات کامپیوتری هم بعد از مطلب مرتبط با اقتصاد در اولویت هستند

ویژگی ها و خصایص مدیران فرهنگی ( 2)
نویسنده : سلام دشتی - ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۳
 

 

2-1- وظایف مدیران:
در پاسخ به این پرسش اساسی که وظایف یک مدیر در سازمان چیست؟ نظرات گوناگون بیان شده است. به عنوان مثال یکی از مشهورترین نظرپردازان به نام هنری فایل، معتقد است مدیران دارای پنج وظیفه اصلی به شرح زیر می‌باشند:

ادامه را مطالعه فرمایید

 


1-2-1- برنامه‌ریزی (Planing)
به معنای تعیین نقاط مطلوب یا اهداف سازمان و راه رسیدن به آنها با توجه به شرایط و مقدورات موجود در سازمان (اعم از نیروی انسانی، بودجه، مواد، فرصت‌ها و...) می‌باشد و خود به انواع کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت (استراتژیک) تقسیم می‌شود.
2-2-1- سازماندهی (Organizaing)
به معنای تقسیم وظایف و تعیین روابط منطقی بین واحدهای مختلف سازمانی به منظور رسیدن به اهداف سازمان است . در سازماندهی غالباً نقش و وظیفه واحدها و ارتباطات آنها به صورت عمودی و افقی تعیین می‌گردد و در نمودار سازمانی عینیت می‌یابد.
3-2-1- کنترل و نظارت (Control)
به مفهوم مقایسه فعالیت‌های انجام شده و یا در حال انجام با ملاک‌ها و استانداردهای از پیش تعیین شده به منظور حصول اطمینان از صحت انجام فعالیت‌ها در سازمان است.
در ادبیات مدیریت معمولاً از سه نوع کنترل براساس زمان اعمال آنها نام برده شده که عبارتند از:
الف: کنترل گذشته‌نگر
ب: کنترل آینده‌نگر
ج: کنترل حین انجام کار

4-2-1- هماهنگی (Coordinating)
به معنای ایجاد نظم و یکنواختی و هم‌آهنگی بین فعالیت‌ها و برنامه‌های واحدهای مختلف سازمان به منظور ممانعت از انجام فعالیت‌های موازی و تکراری (یا ناهماهنگ) در سازمان است. وظیفه هماهنگی عمدتاً پس از تقسیم وظایف و سازماندهی فعالیت‌ها در مؤسسه موضوعیت می‌یابد.

5-2-1- رهبری و هدایت (Leadershipe)
به معنای ایجاد ارتباط صمیمی و عاطفی با کارکنان و تحریک انگیزه‌ها و نفوذ در قلوب آنها جهت انجام بهتر وظایف و دستیابی سریعتر و کم هزینه‌تر به اهداف فردی و سازمانی می‌باشد. بجز وظایف فوق، دیگر علمای مدیریت نظیر، «مینتربرگ» و دیگران وظایف دیگری نظیر بودجه‌بندی، امور کارگزینی، ایجاد انگیزش، استخدام نیروی انسانی و امور فنی را برای مدیران بر می‌شمرند که با نگاهی وسیع و تحلیلی می‌توان وظایف مذکور را در دسته‌بندی پنجگانه هنری‌فایل قابل مشاهده نمود.

اکنون با شناخت نسبی سطوح مدیریت و وظایف اصلی مدیران، وارد بحث ویژگی‌های مطلوب مدیران شده و با توجه به سطوح و وظایف مدیریت مهمترین ویژگی‌های مدیران (و بالاخص مدیران فرهنگی) ارائه خواهد شد.

2ـ ویژگی‌های مدیران:
گفته شد که مدیریت علم و هنر اداره سازمان‌های اجتماعی به منظور تحقق اهداف از پیش‌ تعیین شده است و به لحاظ سلسله مراتب مدیریت و سطح اعمال اختیار به سطح عالی، میانی و سرپرستی و به لحاظ وظایف، پنج وظیفه فوق‌الذکر برای مدیران برشمرده می‌شود. اکنون پرسش اساسی این است که مدیران برای جامه عمل پوشاندن به وظایف و ایفای نقش‌های خود بایستی چه قابلیت‌ها، صفات و اخلاقیاتی را دارا باشند.

پرواضح است که لازمه مدیریت موفق درسازمان‌های کوچک و بزرگ، برخورداری از صفات و قابلیت‌های مطلوب است، اما این قابلیت‌ها و صفات چیست و چگونه قابل دسته‌بندی می‌باشد؟ در این زمینه ابتدا به ارائه نظریه معروف رابرت کاتس و سپس نتایج مطالعه پیرامون مدیران فرهنگی پرداخته می‌شود.

1-2- مهارت‌های مدیریت کاتس (R. Katz)
کاتس در زمینه مهارت های لازم برای مدیران به سه مهارت کلی اشاره می‌نماید که عبارتند از:

الف: مهارت‌های فنی (Technical skills)
به معنای قابلیت استفاده از ابزار، تکنیک‌ها، روش‌ها و رویه‌های عمل برای انجام یک وظیفه معین است. انجام این وظایف یا فعالیت‌ها مستلزم وجود معلومات تخصصی، تسلط در استفاده از ابزار و شیوه‌های تولید و ارائه محصولات می‌باشد.
این مهارت در سطح مدیران سرپرست به دلیل ارتباط مستقیم با ابزار و روش‌های تولید (کالا یا خدمت) از اهمیت بالاتر و بلعکس درسطح مدیران عالی از اهمیت نسبتاً کمتری برخوردار می‌باشد.

ب: مهارت‌های انسانی (Human skills)
از آنجا که مدیران در تمامی سطوح با انسان‌ها (مافوق و مادون و هم‌تراز) ارتباط دارند، بایستی قابلیت‌های لازم جهت ارتباط صحیح با آنها را دارا باشند. این مهارت به معنای توان ایجاد ارتباط، ادارک، هدایت و ایجاد انگیزه‌ در کارکنان به منظور تحقق اهداف فردی و سازمانی می‌باشد.
مدیران که از چنین قابلیت و توانی بهره‌مند باشند، به سهولت با دیگر کارکنان به تفاهم رسیده و در فعالیت‌های خویش با موفقیت‌های چشمگیرتری مواجه می‌گردند. این مهارت در تمام سطوح مدیریتی، به یک میزان لازم و دارای اهمیت است.

ج: مهارت‌های ادارکی (Cancepual skills)
این مهارت به معنای قابلیت درک و تلقی مؤسسه به عنوان یک واحد کل و همچنین درک روابط بین اجزاء نظام (System) تحت مدیریت می‌‌باشد. یک مدیر موفق بایستی از درک و ظرفیت و شدت ذهنی بالایی برخوردار بوده و قادر به تجزیه و تحلیل روابط درونی و بیرونی سازمان خویش باشد.
مهارت‌های ادارکی عمدتاً مربوط به مدیران عالی یا ارشد سازمان است و در لایه‌های میانی و پایین مدیریت از اهمیت نسبتاً کمتری برخوردار می‌باشد.

شایان ذکر است که رابرت کاتس معتقد است که مهارت‌های فوق‌الاشاره غیر ذاتی بوده و از طریق آموزش و کسب و تجربه قابل ایجاد و پرورش در سطوح مختلف مدیریت می‌باشد.
پس از کاتس،‌افراد دیگر نظیر کنتز (1984-H. Koontz) و گریفین (1987-R.Griffin) به مهارت‌های دیگری نظیر موارد زیر اشاره نمودند:
ـ مهارت طراحی و حل مسأله
ـ مهارت تجزیه و تحلیل مسائل
ـ مهارت کار با کامپیوتر
ـ مهارت تصمیم‌گیری
ـ و مهارت‌های هدف‌گذاری، ارتباط برقرار کردن و درک متقابل.

با توجه به نظرات کاتس و دیگر اندیشمندان مدیریت و نیز با عنایت به مسائل ارزشی و فرهنگی خاص نظام جمهوری اسلامی ایران در قسمت‌های بعدی این مقاله صفات مطلوب مدیران دسته‌بندی و تفکیک مرتبه ارزشی ارائه می‌گردند.

2-2- دسته‌بندی ویژگی‌های مدیران:
به منظور ارائه مطلوبتر ویژگی‌های مدیران با تأکید بر مدیران و مجریان شاغل در نظام جمهوری اسلامی ایران (که طبیعتاً خصائص ارزشی آنها از اسلام سرچشمه می‌گیرد) از مدل خاصی استفاده می‌شود. براساس این مدل انسان دارای سه حوزه ادراکی شناخته شده که به ترتیب اولویت بر یکدیگر اثر گذاشته و نهایتاً رفتار فرد را شکل می‌دهند. این حوزه‌ها عبارتند از:*
الف‌ـ حوزه تمایلات و گرایش‌ها
ب‌ـ‌ حوزه افکار و ذهنیات
ج ـ حوزه رفتار و عینیات
براساس مدل فوق طی فرآیندی خاص ابتدا براساس عوامل مختلفی (نظیر عوامل فرهنگی، اقتصادی، عقیدتی، اقلیمی و ژنتیکی) تمایلات یا کشش‌های درونی فرد شکل‌گرفته و نظام ارزش‌های او سامان می‌یابد. (مرحله اول) سپس براساس کشش‌ها و انگیزه‌های فرد در اندیشه‌ عملی ساختن و عینیت بخشیدن به کشش‌های درونی خویش برآمده و براساس نظام فکری خاص خود به تعمق پرداخته و شیوه یا استراتژی مطلوب خویش را تعیین می‌نماید (مرحله دوم) و نهایتاً براساس اندیشه‌های نشأت گرفته از تمایلات خویش به عمل و رفتار می‌پردازد. (مرحله سوم(
این اعمال و رفتارها خود توسط نظامی از ارزشهای درونی کنترل شده وسامان می‌یابند که در عمل به آن نظام اخلاق گویند. بنابراین بحث اخلاقیات مدیران عمدتاً به حوزه رفتار و کردار مدیران مربوط می‌باشد. در این زمینه در قسمت مربوط به خصائص رفتاری مدیران توضیحات بیشتری ارائه می‌شود.

شایان ذکر است که رفتارها و تجارب ناشی از آنها نیز بتدریج بر ذهنیات و تمایلات مدیران اثر می‌‌گذارد. در واقع نوعی حرکت رفت و برگشتی یا تعامل میان این سه حوزه برقرار است، با این حال اولویت اول و ضریب تأثیر بالا با حوزه تمایلات و ارزش‌ها است که نحوه شکل‌گیری آن در منابع روانشناسی توضیح داده شده است.

اینک با بهره‌گیری از مدل فوق و براساس مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی (مصاحبه‌های انجام شده) در زمینه خصائص مدیران فرهنگی (4) صفات مطلوب مدیران ارائه می‌گردد.

1-2-2- ویژگی‌های حوزه تمایلات مدیران:

نظر به اینکه در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نظام ارزشی مدیران در حالت مطلوب مبتنی بر اصول و ارزش‌های اسلامی می‌باشد، خصائص ارائه شده در این حوزه عمدتاً از منابع مدیریت اسلامی و با بهره‌گیری ازدیدگاه‌های صاحبنظران مسائل مدیریت اسلامی، تدوین گردیده است. 5)

مهمترین این خصائص عبارتند از :
* ایمان و اعتقاد به آخرت:
این خصیصه بدان معناست که یک مدیر بایستی به وحدانیت خداوند و اصول دین (اسلام) و جهان آخرت اعتقاد قلبی داشته و عالم را محضر خداوند دانسته و در تصمیم‌گیری‌ها و رفتارهای مختلف خویش هرگز فعل خلافی انجام ندهد. وجود ایمان باعث افزایش روحیه وظیفه‌شناسی، تعهد، وجدان کار، نوع‌دوستی، عدم گرایش به مادیات و امثال آن می‌‌گردد. شایان ذکر است که برای یک مدیر در نظام اسلامی صرفاً ایمان به خداوند کافی نبوده. بلکه اعتقاد قلبی به دیگر اصول دین مقدس اسلام نیز الزامی است.
* تقوی (متقی بودن(:
تقوی در لغت به معنای پرهیزکاری و اطاعت از خداوند و دوری از گناه و خطاست. یک مدیر در جامعه اسلامی بایستی از این نیرو برخوردار بوده و به مدد آن از گرایش به سمت پلیدی‌ها و گناهان دوری نماید. بعلاوه مدیر متقی براحتی با مسائل و مشکلات سازمانی و اجتماعی درگیر شده و هرگز در تنگناها و سختی‌ها تعادل فکری و روانی خویش را از دست نخواهد داد.

از نتایج و دستاوردهای تقوی می‌توان به موارد دیگری نیز اشاره نمود از جمله:
ـ تأکید و تمایل به انجام فرائض دینی
ـ شکیبایی در مشکلات و ناکامی‌ها
ـ وفاداری به عهد و پیمان
ـ راستگویی و صداقت در کارها
ـ عدم گرایش به تجملات و رفاه زندگی
ـ حفظ تعادل فکری، روحی و جسمی در شرایط مختلف
ـ اخلاص و انجام کار برای رضای خدا
ـ عفو و بخشندگی و از خود گذشتگی
ـ سعی و کوشش خستگی ناپذیر در کارها
ـ برخورد نیک و صمیمانه با دیگران (بویژه مردم و زیردستان)
ـ توکل به خداوند در تمام امور
برای تقوی می‌توان ثمرات دیگری نیز بر شمرد که به دلیل ورود آنها به حوزه‌های غیر سازمانی و غیر مدیریتی و اطاله کلام از ذکر آنها خودداری می‌شود.

* عدالت
در لغت به معنای قرار دادن هر چیز در جای مناسب خویش است. یک مدیر در نظام اسلامی بایستی از روحیه عدالت‌جویی به نحو کامل برخوردار بوده و در کلیه تصمیم‌گیری‌ها و توزیع اختیارات، امکانات و امتیازات و قضاوت‌ها و برخوردها و دیگر وظایف مدیریتی به هیچ وجه برتری قائل نشده و حق افراد یا کارکنان را زایل نسازد.
* نوع دوستی (انسان گرایی)
یک مدیر بایستی انسان به عنوان اشرف مخلوقات و جانشین خداوند در زمین (خلیفه الله) عشق ورزیده و مستمراً در اندیشه دستگیری، حمایت و رشد و پرورش آنها باشد. مدیرانی که فاقد این خصیصه در حوزه ارزشها و تمایلات خویش باشند در اعمال مدیریت و بویژه روابط انسانی دچار مشکلات اساسی و به درجاتی عدم موفقیت خواهند شد.(این خصیصه در زمره مهارت‌های انسانی رابرت کاتس قرار می‌گیرد).
* تکامل گرایی
مدیر موفق نبایستی هرگز به وضعیت موجود بسنده نموده و در وضعیت مشخصی ثابت بماند. او موظف است پیوسته خود، کارکنان و سازمان را تکامل و توسعه داده و به سوی اهداف بالاتر و مهمتری رهنمون سازد. بنابراین خصیصه تکامل‌گرایی یا توسعه، تحول و حرکت به سمت وضعیت بهتر، (فردی، ارگانی، اجتماعی) لازمه یک مدیریت موفق و مترقی است.
* تمایل به علم و تحقیق
هر مدیر بایستی بر این نکته واقف باشد که در تصمیم‌‌گیری‌های خویش اتکاء مطلق بر برداشت‌ها و نظرات شخصی او کافی وصحیح نیست بلکه بایستی از علم و دانش و آراء و نظرات دیگران و همچنین نتایج تحقیقات و مطالعات علمی بهره جوید. بعلاوه مدیر بایستی بداند که علم مقوله‌ای دائماً در حال تحول است و دانسته‌های قبل او برای همیشه کاربرد و اثربخش نخواهد داشت. لذا نبایستی هرگز خود را از فراگیری مستغنی دانسته و به آموخته‌های قبلی خویش مغرور گردد.
* اعتقاد به مشارکت
جلب مشارکت کارکنان در تصمیم‌گیری‌ها و فعالیت‌ها راز موفقیت بسیاری از مدیران در سازمان امروزی به شمار می‌آید. براین اساس یک مدیر موفق بایستی اصولاً بر مفید و مؤثر بودن مشارکت کارکنان اعتقاد داشته و برای بروز مشارکت کارکنان بسترهای مناسب را مهیا سازد.
مدیری که به اثربخشی کار گروهی و مشارکت اعتقاد نداشته باشد، تک رو و مستبد گشته و به تدریج قدرت اداره از او سلب خواهد شد.
* اعتقاد به ولایت فقیه:
یک مدیر موفق و مطلوب در نظام اسلامی بایستی بر این اعتقاد قلبی باشد که پیروی از دستورات ولی فقیه موجب ایجاد وحدت و انسجام در نظام اجتماعی و هماهنگی بیشتر کلیه ارکان اجتماعی در مسیر حرکت به سوی مقاصد الهی خواهد شد.
* گرایش به نظم و قانون
نظم و قانون لازمه حفظ، ادامه حیات و دستیابی جامعه به اهداف خویش است. یک مدیر موفق بایستی در حوزه ارزشها و اعتقادات خویش بر این باور باشد که اصولاً ایجاد رعایت نظم و قانون امری ضروری و مطلوب است و لذا بایستی در افکار و رفتارهای فردی و سازمانی خویش به این دو مقوله عنایت لازم و کافی را مبذول داشته و برای فعالیت‌های مختلف سازمانی نیز ضابطه و قانون تدوین نماید.

* سایر تمایلات:
نظیر میل به کار و تلاش، قبول مسؤولیت اقدامات، احترام به نظر دیگران و مشورت، خیرخواهی و مانند آن، غالب این ویژگی‌ها به نوع دیگری در حوزه‌های فکری و رفتاری مدیران خواهد آمد.

2-2-2- حوزه اندیشه‌ها و ذهنیات:
علاوه بر ویژگی‌های گرایشی و ارزشی مدیران، هر مدیر بایستی به لحاظ فکری و ذهنی نیز از خصائصی برخوردار باشد که مهمترین آنها به قرار زیر است:
* هوش بالا:
از مقوله هویش تعاریف مختلفی ارائه شده است، منجمله قدرت درک روابط و تجزیه و تحلیل پدیده‌ها، قدرت انطباق با محیط، توان یادگیری و نظایر آن، با توجه به نوع وظایف یک مدیر (که دربندهای قبلی توضیح داده شد) برخورداری از شدت تحرک ذهنی بالا و قدرت تجزیه و تحلیل امور و پدیده‌ها، از جمله ویژگی‌های یک مدیر محسوب می‌گردد. مدیرانی که از ضریب هوشی (I.q) بالاتری برخوردارند، عموماً موفقیت بیشتری را به همراه دارند.
* جامع‌نگری (نگرش سیستمی(
نگاه جزئی یا خرد به امور و پدیده‌ها در کار مدیریت امری ناصحیح و اشتباه است. یک مدیر کارآمد بایستی بتواند روابط میان وقایع و پدیده‌ها و به عبارت دیگر اجزاء یک سیستم با یکدیگر و باکل را بخوبی درک نموده و با دیدی وسیع و جامع به تفسیر و تجزیه و تحلیل و نهایتاَ تصمیم‌گیری بپردازد.
به بیان دیگر مدیران بایستی از خصیصه تفکر یا نگرش سیستمی برخوردار باشند و این نوع نگرش دارای مبانی خاصی است که مهمترین آنها به شرح ذیر است:

الف: در اندیشه سیستمی بر خلاف تفکر تجزیه گرایانه یا عنصرگرایانه «کل» هر پدیده اساس کار قرار می‌گیرد.
یک کل یا یک سیستم دارای شخصیت و رفتاری است که در عناصر متشکله آن وجود ندارد.
ب: مفهوم سیستم و تصور یک کل با مفهوم ارتباط بین اجزاء سیستم قرین است مفهوم ارتباط در تعریف و تبیین یک وجود سیستمی دارای اهمیت اساسی است.
ج: تمامیت ارتباطات یک سیستم در قالب یک مفهوم کلی به نام ساخت (Srtanctuer) و یا نظام سیستم قابل بیان است. ساخت یک سیستم خود می‌تواند دارای مؤلفه‌های عمقی (مانند ارتباط میان افراد جامعه وکل جامعه که سطوح مختلفی دارد) و عرضی (مانند ارتباطات میان یک صید وصیاد) باشد.
د: از عمده‌ترین ارتباطات سیستم آفرین «ارتباط کنترلی» است. با ارتباط کنترلی سطوح مختلف یک سیستم از لحاظ عملکرد، تغییر و توسعه به یکدیگر پیوند می‌یابد.
ح: سیستم‌ها دارای هدف و آرمان‌ هستند. سیستم‌ها با داشتن هدف و مقصود معین به سوی مقصد خویش پیش می‌روند.*

* وجود نظام فکری:
برخورداری مدیر از نظام فکری منسجم و متعالی از دیگر خصیصه‌های حوزه ذهنیات او محسوب می‌گردد. بدون پیروی از نظام فکری معین و برخورداری از چارچوب فکری مشخص، نمی‌توان به انسجام فکری و رفتاری مدیران مطمئن بود. براین اساس ذهن و فکر مدیر بایستی از نظام یا مدل خاصی تبعیت نماید تا حاصل اندیشه‌ها او یکپارچگی و امتداد منطقی برخوردار باشد، در غیراینصورت مدیر دچار افکار و رفتار متناقضی خواهد شد. بعلاوه چنانچه مدیران سطوح و بخش‌های مختلف یک سازمان از نظام فکری و فلسفی واحدی تبعیت نمایند،‌ هماهنگی و تحقق اهداف عملی‌تر خواهد شد. پر واضح است که در یک نظام اسلامی مدل فکری مدیران بایستی مبتنی بر اصول و ارزش‌های اسلامی باشد.

* ژرف‌نگری (عمیق بینی امور(

برخورد سطحی و ساده‌لوحانه با امور و وقایع از جمله آفات و نقائص مدیریت است. یک مدیر موفق بایستی در هر مسأله‌ای که نیاز به تصمیم یا ارائه طریق دارد، به طور کامل اندیشه نموده و جوانب مختلف موضوع را مد نظر قرار دهد. در واقع در برابر هر نظر یا عمل بایستی «چرا و چگونه‌های» مختلفی را قرار داده تا به کنه و عمق موضوعات دست یابد.

* عرضه افکار و همفکری (مشورت(
یک مدیر موفق هرگز فکر خویش را بهترین فکر ندانسته بلکه از طریق عرضه اندیشه‌های خود به دیگران و شور و مشورت با آنها به بهترین فکر یا راه‌حل دست می‌یابد در این زمینه حضرت علی (ع) جمله زیبایی با این مضمون دارند که مشورت با دیگران، شریک شدن در عقل آنان است . از سوی دیگر یک مدیر پس از مشورت و اخذ تصمیم بایستی با توکل اقدام لازم را انجام دهد.