مدیریت ، اقتصاد و کامپیوتر

درباره همه مطالب مرتبط با مدیریت می نویسم یا مطلب می گذارم ترفندها و مقالات کامپیوتری هم بعد از مطلب مرتبط با اقتصاد در اولویت هستند

برنامه ریزی منابع بنگاه (ERP)
نویسنده : سلام دشتی - ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٦
 

اشاره

در شرایط پرشتاب امروز، با پیشی گرفتن عرضه بر تقاضا به همراه گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT)، رقابت در عرصه تولید و خدمات، توسعه شگرفی یافته است. کاهش قیمت تمام شده کالاها و خدمات از یک سو و افزایش کیفیت آنها از دیگر سو به منظور کسب رضایت مشتریان درجهت بقا و توسعه بنگاه، از هدفهای کلیه بنگاههای تولیدی و خدماتی (ENTERPRISE) محسوب می شود.
برای تحقق اهداف یادشده، برنامه ریزی به منظور بهره گیری بهینه از منابع با استفاده از سیستم های گوناگون اطلاعاتی در فرایند جهانی، توسعه روزافزونی یافته است. بی تردید بخشی از تحقق این اهداف دراختیار مدیران بنگاهها و سازمانهاست و بخش دیگر و اساسی آن در خارج از محیط بنگاه و متناسب با توسعه سیستم ها در سطح کلان کشور قرار دارد.
البته طبیعی است که فرایند توسعه کلان کشور دارای ساختاری یکپارچه و منسجم نیست و همین امر، نیز مشکلاتی را برای اجرا و توسعه برنامه ریزی منابع بنگاههای ما ایجاد کرده است.
افزون براین، علی رغم اینکه انجام عملیات کنونی بنگاهها و سازمانها و اعمال کنترل‌های داخلی مطلوب و نیز دسترسی سریع به اطلاعات موردنیاز ازطریق سیستم های سنتی امکان پذیر نیست، هنوز سیستم های اطلاعاتی یکپارچه مانند سیستم برنامه ریزی منابع بنگاه (ENTERPRISE RESOURCE PLANNING=ERP) که یکی از مبرم‌ترین نیازهای بنگاههای اقتصادی کشور است، به عنوان یک ضرورت موردتوجه مدیران بنگاهها و موسسات ما قرار نگرفته و فقط شمار اندکی از آنان دارای سیستم های اطلاعاتی مناسب کسب و کارند و بقیه حتی از ساده ترین سیستم های برنامه ریزی و کنترل محروم می باشند.
از برنامه ریزی منابع بنگاه (ERP) تعاریف زیادی صورت گرفته است، ولی در یک عبارت ساده می توان گفت که ERP سیستم اطلاعاتی یکپارچه ای است که فرایندهای اصلی و فعالیتهای عمده بنگاه را پشتیبانی کرده و امکان برنامه ریزی و کنترل منابع سازمان را فراهم می آورد.
اگرچه این گونه سیستم ها به علت شرایط محیطی و فرهنگی، پاره ای دشواریها در طراحی و اجرا برای بنگاههای ما دارند، ولی اعتقاد کارشناسان سیستم بر این است که ERP مناسب، منافع و دستاوردهای موثری را در زمینه های استراتژی، فنی، عملیاتی و اقتصادی عاید سازمان می کند و به نوعی همه سطوح بنگاه و سازمان اعم از سطوح مدیریت ارشد، مدیریت میانی و مدیریت عملیاتی از آن بهره خواهندبرد.
باتوجه به نیاز روزافزون مدیران بنگاهها و سازمانهای کشور به طرح این‌گونه مباحث تخصصی، تدبیر درصدد برآمده است که سیستم برنامه ریزی منابع بنگاه (ERP) را به عنوان یکی از پیشرفته ترین و کارآمدترین سیستم های یکپارچه اطلاعاتی با حضور جمعی از صاحبنظران، کارشناسان و مدیران این حوزه در چارچوب میزگرد و طی دو شماره موردکنکاش و چالش قرار دهد.
ضرورت بیان طرح و اجرای موضوع، تعاریف مختلف از ERP و تجارب کشورهای مختلف و کشور ما پیرامون موضوع موردبحث ازجمله موارد عمده ای است که در این شماره با آنها آشنا می شویم و در شماره بعد، که بخش دوم و نهایی میزگرد را شامل می‌شود، ابعاد دیگر موضوع موردتحلیل قرار می گیرد.

بهنیا: امروزه با توجه به سطح توسعه کشورمان، بحث در مورد به‌کارگیری سیستم برنامه ریزی منابع بنگاه (ERP) موضوع روز است. به نیابت از بنگاههای کشورمان، سؤالهای اساسی ذیل را مطرح می‌کنم تا با پاسخ با گرایش اجرایی شما متخصصان گرامی در این میزگرد، مدیریت بنگاهها را در اخذ تصمیم یاری نمایید.
1. ضرورت برنامه‌ریزی منابع چیست؟
2. تعریف مشخصی از ERP را ارائه دهید.
3. تجربه جهانی و تجربه در ایران در مورد به‌کارگیری ERP چگونه است؟ با این ویژگی که بنگاه و سازمان در نهایت می‌خواهد عوامل مؤثر در نرخ بازگشت سرمایه (ROI) در جهت تحقق اهداف خود را ببیند.
4. پیش‌نیازهای درون سازمانی (وظایف مدیریت در بنگاه) و امکانات بیرون سازمان (زیرساختارهای ارتباطی در کشور، مجموعه قوانین، ...) چگونه باید باشد؟
5. مراحل استقرار ERP چگونه است؟
6. پارامترهای اساسی جهت انتخاب پیمانکار به منظور استقرار ERP چیست؟
با این مقدمه کوتاه بحث را آغاز می‌کنم. علم و دانش پیشرفت کرده و تکنولوژی گسترش و توسعه یافته است. حاصل این فعالیت پیشی گرفتن عرضه نسبت به تقاضا می‌باشد. ظهور اینترنت و توسعه فناوری اطلاعات، عرصه رقابت را گسترده و رقابت جهانی شده است. شرکتهای داخلی نه تنها با رقبای داخلی مواجه هستند، بلکه باید پارامترهای جهانی را نیز مدنظر قرار دهند، تا به حدی که بقای سازمانها با خطر جدی مواجه است. شاخص بورس در کشورمان از 13000 به 9000 تنزل یافته و انتظار وضعیت مطلوب کم است. مدیریت سازمانها دریافته‌اند که می‌باید مجدداً برنامه‌ریزی راهبردی و برنامه‌ریزی منابع خود را بازنگری نمایند.
در زمینة برنامه‌ریزی راهبردی نیز دریافته اند که مجدداً اهداف، چشم‌اندازها، مأموریت‌ها، حیطه عملیات، ... و سیاست محصولی و در نهایت به تدوین مجدد طرح تجاری Business Plan اقدام نمایند.


منابع چهارگانه بنگاه
برای تعریف ERP و شفاف تر شدن بحث، بهتر است ابتدا منابع یک بنگاه یا یک سازمان را بشناسیم. به‌طور کلی منابع بنگاه را به چهار منبع اساسی (4M) تقسیم می کنند. باارزش ترین آنها منابع انسانی (MAN) است که دانش و مهارتهای افراد را در برمی‌گیرد. دانش خود به دو نوع تقسیم می‌شود. دانش واضح و قابل لمس (Explicit Knowledge)، مثل سخنرانی ها، کتب و مقالات، و دانش غیر قابل لمس(Tacit Knowledge) ، یعنی دانشی که در حافظه انسان نهفته است. این دانش باید از حافظه دریافت شود و در نهایت در قالب نوآوری و خلاقیت وارد سازوکارهای اداری و سازمانی گردد. تجهیزات و امکانات (Material)، ماشین‌‌آلات (Machine) و پول (Money) سه منبع مهم دیگر هستند که باید برنامه ریزی و مدیریت شوند.
با توجه به آنچه گفته شد ERP را می‌توان از زوایای مختلف تعریف کرد. برنامه ریزی منابع بنگاه (ERP) به‌عنوان علم و روش و راه حل و به‌عنوان بسته نرم افزاری. ERP به‌عنوان روش، این گونه تعریف می‌شود، «روشی در بنگاهها و شرکتهای تولیدی، توزیعی و خدماتی با نظام منسجم و یکپارچه به منظور برنامه‌ریزی و کنترل موثر تمامی منابع بنگاه، برای دریافت، تولید، ارسال سفارشات و پاسخگویی به نیازهای مشتریان. به‌عنوان راه حل، «ERP یک راه حل سیستمی مبتنی برفناوری اطلاعات است که منابع سازمان را توسط یک نظام به هم پیوسته و یکپارچه، با سرعت، دقت و کیفیت بالا در اختیار مدیران سطوح مختلف سازمان قرار می ‌دهد، تا فرآیند برنامه‌ریزی بهینه برای منابع سازمان به نحو احسن انجام پذیرد» و نهایتا ERP به‌عنوان نرم‌افزار: «ERP یک بسته نرم افزاری تجاری است که هدفش یکپارچه سازی اطلاعات و جریان آنها، بین تمام بخشهای سازمان، از جمله منابع انسانی، مالی، زنجیره تأمین، و مدیریت ارتباط با مشتریان ‌است».
به نظر می رسد اکثر بنگاهها و شرکتها در جهان پیشرفته دنبال این هستند که روشها، راه حل ها وابزارهایی را به‌دست آورند تا بتوانند منابع خود را بهینه برنامه ریزی کنند و سرعت‌شان را در تصمیم‌سازی، رسیدن به اهداف و رقابت افزایش دهند. این بنگاهها امروز از فناوری اطلاعات و ارتباطات و فناوری نرم افزار کمک می گیرند و فردا منتظر روش و فناوری جدیدتری هستند؛ یعنی هدف، یک روش و یا یک بسته نرم‌افزاری خاص به عنوان ERP نیست؛ مهم نتیجه است؛ یعنی موقعیت بنگاه، سود و منافع بنگاه هر لحظه از رقیب بالا تر یا مساوی باشد. بنا براین هر روش، راه حل و نرم افزاری که چنین نتیجه ای را حاصل نماید، فوراً استفاده می شود. به همین دلیل بنگاهها در کشورهای پیشرفته دنبال آنچه‌ که یک دفعه برسر زبانها می‌افتد نمی‌روند و موجی عمل نمی‌کنند، آنها، به دنبال برنامه‌ای می‌روند که به نفع‌شان است_
در تجربه جهانی و ایران، داشتن علم و نگرش برنامه ریزی منابع مشکل به‌وجود نیاورده است، بلکه انتخاب روش و سیستم است که گاهی مشکل آفرین بوده است. بیشتر بنگاههای کشور های توسعه یافته به دلیل داشتن برنامه راهبردی (Strategy Plan)، معماری سازمانی صحیح و منطبق با اهداف و انجام مطالعات امکان سنجی، ERP مناسب و مورد نیازشان را انتخاب و پیاده می‌کنند و به مرور زمان، منافع ناشی از این اقدام را بر می گردانند.

دستاوردهای ERP
اعتقاد داریم ERP مناسب، منافع ودستاوردهای مؤثری را در زمینه‌های استراتژی، فنی، عملیاتی و اقتصادی عاید سازمان می نماید و همه سطوح؛ یعنی سطوح مدیریت استراتژیک، مدیریت میانی و مدیریت عملیاتی از آن بهرمند خواهند شد. بنابراین ERP باید در بنگاه، ضمن ایجاد یکپارچگی در درون، شرایط یکپارچگی با موجودیت های برون سازمان را ایجاد نماید. باید سریع بنگاه را با تغییرات و شرایط برون ‌سازمانی هماهنگ نماید. باید نگرش سیستمی ایجاد کند. باید فرآیندگرایی را جای وظیفه‌گرایی بنشاند و ملوک‌الطوایفی را از بین ببرد. ERP باید از طریق بهبود فرآیندها، موقعیت بنگاه را بهبود دهد. باید بنگاه را با کسب و کار الکترونیک تطبیق دهد. باید سازگاری در اطلاعات سازمانی‌ را افزایش دهد. باید با تامین‌کنندگان، توزیع‌کنندگان و مشتریان به صورت مستمر ارتباط ایجاد کند، هزینه‌های عملیاتی‌ را کاهش دهد، زمان انجام فرآیندهای عملیاتی‌ را کوتاه نماید، راندمان کاری کارکنان را افزایش دهد، ERP باید انجام صحیح کارها را تقویت و دوباره کاری را کاهش دهد، باید زمان دوره موجودی انبار و انبار داری را کاهش دهد. ERP بایدامکان شبیه‌سازی عملیات ومشاهده نتایج را قبل از اجرای فیزیکی فراهم کند.
به تازگی بحث هوش تجاری یا هوش کسب و کار(Business Intelligence) و هوش فناوری (Artificial Intelligence Technology) مطرح شده است که ERP باید خود را با آنها و همچنین با دیگر فناوری های نوین در آینده تطبیق دهد. در این صورت ERP مناسب انتخاب یا تهیه شده است و می‌توان به افزایش نرخ بازگشت سرمایه امیدوار بود.
در بخش قابل توجهی از سازمانها در ایران برای تهیه برنامه راهبردی، ضعف وجود دارد. کارها به صورت سلیقه‌ای انجام می‌گیرد. اهداف به طریقی تدوین می شوند که مورد پسند مدیریت سطح بالا باشند، غافل از اینکه توانایی‌ها وضعف ها چیست؟ فرصت ها و تهدیدها کجاست؟ و هدف از کسب و کار چیست_
در بعضی از سازمانها در ایران ERP نصب شده، اما هیچ‌گونه ارزیابی از یک مرجع برون سازمانی انجام نشده که نرخ برگشت سرمایه را برای آنها اعلام کند. هم اکنون پیشنهاد طرح ERP دانشگاهی در حال بررسی است. هدف، طراحی و پیاده سازی سیستم یکپارچه ای است که منابع دانشگاهی اعم از اساتید، دانشجویان و کارمندان، پروژه ها، مقالات، کتب و امور مالی و اداری و تجهیزات را برنامه ریزی و گزارشهای مورد نیاز مدیران را تولید نماید. اگر فرض کنیم که ERP دانشگاهی را در اختیار داریم، آیا این بسته نرم افزاری می‌تواند پاسخگوی نیاز دانشگاهها باشد و مشکلات آنها را حل کند؟
به نظر می رسد در مجموع در بنگاههای پیشرو در جهان بازگشت سرمایه روند مثبتی دارد، ولی در ایران به دلیل عدم توجه کافی به زیرساخت‌های اساسی، اگر ERP را هم پیاده سازی کرده باشیم، شاید نتوانیم نسبت به افزایش نرخ بازگشت سرمایه امیدوار باشیم.

اردستانی: من دوست دارم تعریف ERP را از منظر دیگری مورد توجه قرار دهم. اگر ضرورت برنامه‌ریزی را در سازمانها به عنوان پیش‌فرض قبول داشته باشیم، می‌بینیم سازمانهای نوین با سه مولفه پیچیدگی روابط،‌ تغییرات سریع و جایگاه ویژه روابط برون سازمانی مواجه شده‌اند. در این شرایط به صورت طبیعی برنامه‌ریزی به شیوه سنتی نمی‌تواند پاسخگو باشد و شیوه‌های برنامه‌ریزی سنتی دیگر کاملاَ منسوخ شده است. بنابراین تمام سازمانها به دنبال نظامهایی رفتند که بتواند نیاز آنها را برطرف کند. در این ارتباط نسلهای مختلفی از حوزه برنامه‌ریزی سیستم‌های منابع سازمانی متولد شد که نسل آخر این سیستم‌ها و سرآمد آنها را ما به عنوان ERP‌ می‌شناسیم.

تعاریف مستقل و متفاوتی تاکنون از ERP شده است، هر چند که در برخی موارد این تعاریف، مشابه به نظر می‌رسد، اما با یکدیگر متفاوت هستند. یکی از تعاریفی که من قبول دارم، تعریف پرفسور کمار است که در سال 2000 ارائه شده است. ایشان می‌گوید: «سیستم‌های ERP، سیستم‌های اطلاعاتی قابل تغییر و تنظیمی هستند که اطلاعات و فرآیندهای مبتنی براطلاعات در سازمانها را در درون واحدهای سازمانی و بین آنها و روابط آنها با خارج سازمان یکپارچه می‌کند.»
در این جمله کاملاً کلیشه‌ای، اینکه بدانیم آیا یک سیستم در تعریف ERP می‌گنجد یا خیر؟ ارائه شده است. من فکر می‌کنم ما اگر نخواهیم چرخ را دوباره اختراع کنیم و در نظر بگیریم که کشور ما با توجه به سیرتکنولوژی خود می‌خواهد به سمت ERP حرکت کند، باید بپذیریم که به چیزی ERP بگوییم که دارای یک تعریف استاندارد باشد.
در این تعریف استاندارد، چند کلید واژه وجود دارد. نخست اینکه این سیستم، یک سیستم اطلاعاتی است. دوم اینکه باید قابل تغییر و تنظیم باشد، یعنی سیستم‌هایی مانند سیستم‌های MIS قدیمی که یکباره نوشته شده‌اند و قابل تغییر نیستند را نمی‌توان در حوزه ERP پذیرفت. موضوع سوم اینکه کلیه اطلاعات و فرآیندهای مبتنی براطلاعات را درون سازمان، بین واحدهای سازمانی و با خارج سازمان باید یکپارچه کند.

از بعد دیگر من روی لایه‌های سیستم‌های ERP نیز علاقه‌مند هستم که دقت بیشتری صورت بگیرد. متاسفانه در ایران بیشتر به لایه عملیاتی (Operation Level) توجه می‌شود، در صورتی که در تعاریف بین‌المللی می‌گویند ERPحداقل باید در 4 سطح به این شرح وارد شود:
-1 لایه عملیاتی
-2 لایه دانش که ما در ایران هنوز به آن نرسیده‌ایم
-3 لایه مدیریت، که بتواند با لایه‌هایی مانند DSS به مدیران کمک کند.
-4 لایه راهبردی و استراتژیک.

گراکوئی: قبل از پرداختن به تعریف مفهوم ERP می خواهم کلامی چند از مولانا را که بی ارتباط با موضوع مورد بحث ما نیست ذکرنمایم:

پیل اندر خانه تاریک بود
عرضه را آورده بودندش هنود
از برای دیدنش مردم بسی
اندر آن ظلمت همی شد هر کسی
دیدنش با چشم چون ممکن نبود
اندرآن تاریکیش کف می بسود
آن یکی را کف به‌خرطوم اوفتاد
گفت همچون ناودانست این نهاد
آن یکی را دست بر گوشش رسید
آن بر او چون بادبیزن شد پدید
آن یکی را کف چو بر پایش بسود
گفت شکل پیل دیدم چون عمود
آن یکی بر پشت او بنهاد دست
گفت خود این پیل چون تختی بدست
همچنین هر یک به‌جزوی که رسید
فهم آن می کرد هر جا می شنید
از نظرگه گفتشان شد مختلف
آن یکی دالش لقب داد این الف
در کف هر کس اگر شمعی بدی
اختلاف از گفتشان بیرون شدی
چشم حس همچون کف دست است و بس
نیست کف را بر همه او دست رس
چشم دریا دیگر است و کف دگر
کف بهل وز دیده دریا نگر.

ERP از دیدگاه مدیریتی
باید اذعان کرد که بر روی تعریف ERP همانند بسیاری از مفاهیم دیگر از قبیل MIS و DSS و .... در بین متخصصان و اهل فن اتفاق نظر وجود ندارد و به همین دلیل این گونه مفاهیم را اصطلاحا”content-free می‌گویند. به منظور نزدیک کردن دیدگاهها لازم است از ابعاد مختلف به روشن سازی این مفهوم پرداخته شود. به طور کلی به مفهوم ERP از دو منظر می توان نگریست : یکی از منظر فنی (technical perspective) و دیگری از منظر مدیریتی ( managerial perspective)‌. با توجه به مخاطبان محترم ماهنامه تدبیر که عمدتا” مدیران می باشند سعی می کنم بیشتر از منظر مدیریتی به مباحث بپردازم. از بین ده ها تعریف مختلف ارائه شده برای ERP این دو تعریف به نظرم بیشتر می تواند روشنگر باشد:
1 - «ERP یک سیستم اطلاعاتی جامع طراحی شده به منظور یکپارچه سازی کلیه فرایندهای سازمان است».
2 - «ERP عبارت است از یک فلسفه یا متدولوژی برنامه ریزی مبتنی بر یکپارچه سازی تمام عیار کلیه فرایندهای یک سازمان».
تصور رایج (و البته نادرست) از مفهوم ERP‌ این است که آن را مجموعه ای نرم‌افزاری تلقی می نمایند. این مطلب که نرم افزارهای ERP موجود در بازار نظیر SAP ، Oracle ، Baan و غیره ، نه یک ERP ، بلکه ابزارهایی در خدمت ERP هستند هنوز به درستی درک نشده است. پروفسور داونپورت معتقد است در صورتی‌که منظور نرم افزار یا سیستم ERP‌ باشد بهتر است آن را سیستم‌ها یا نرم افزارهای سازمانی (ES) بنامیم. شکل شماره 1 به فهم این موضوع کمک می کند.

 

واقعیت این است که ما از دهه 90 به بعد شاهد یک چرخش اساسی در نحوه مدیریت امور و اجرای کار در سازمانها هستیم و به‌عبارتی تغییر پارادایم. ماهیت این تغییر پارادایم در تبدیل شدن و تغییر رویکرد از تولید کننده به مصرف کننده است. یعنی سازمانها به‌جای اینکه خود تولید کننده سیستم باشند، به سمت ابتیاع آن حرکت می کنند. دلیل گرایش روزافزون سازمانها به تهیه سیستم‌های نرم افزاری ERP و رشد صعودی سهم جهانی بازار شرکتهای تولید کننده نرم افزار ERP در این تغییر پارادایم نهفته است. با توجه به اهمیت شناخت واقعی از ERP ، در شرایط کنونی ، از اساتید و اهل فن انتظار می رود که در جهت تنویر اذهان مدیران ، به منظور شناخت هر چه صحیح تر مفهوم ERP و موضوعات مرتبط با آن، بکوشند. من در کنفرانس‌ها، سمینارها و مطالب منتشر شده مختلف شاهد القای نادرستی از توانمندییها و نتایج حاصل از ابتیاع نرم افزار ERP بوده‌ام ، گویی که نرم‌افزار ERP نوشداروی مدیران است؛ یعنی اگر سازمانها این نرم افزار را به‌دست بیاورند، تمام مسائل‌شان حل خواهد شد؛ در صورتی که واقعیت این‌گونه نیست. مدیران لازم است بدانند که حرکت به سمت ERP نه یک پروژه، بلکه یک تحول در نحوه زندگی سازمان است. با توجه به سطوح پنجگانه ارزشی در شکل شماره 2، مدیران باید به روشنی بدانند که از سرمایه گذاری در زمینه ERP به چه سطح ارزشی دست خواهند یافت.
از آنجایی که ERP یک سیستم اطلاعاتی است اگر ما بتوانیم فرق بین مفهوم فناوری اطلاعات (IT) و سیستم های اطلاعاتی (IS) را مشخص کنیم، به فهم مفهوم ERP کمک کرده ایم. پروفسور چکلند به زیبایی هر چه تمامتر این تفاوت را این‌گونه بیان می کند : «بسیاری از افراد، در درک تفاوت میان IS و IT مشکل دارند، زیرا به‌نظر می‌رسد، تکنولوژی تمامی ذهن آنان را در ارتباط با سیستم‌های اطلاعاتی که قرار است تکنولوژی پشتیبان آن باشد، تسخیر کرده است.
سیستم‌های اطلاعاتی وجود دارند تا در خدمت ، یاری رسان یا پشتیبان افرادی باشند که در دنیای واقعی عمل می کنند.
به منظور ایجاد سیستمی که به طور مؤثر کاربران را پشتیبانی نماید، قبل از هر چیز لازم است آنچه را که قرار است مورد پشتیبانی قرار گیرد به تصور و اندیشه در آوریم (the IS) ، زیرا راهی را که سیستم‌های اطلاعاتی مشخص می‌کند‌، آنچه را که به منظور خدمت رسانی یا پشتیبانی آن لازم است ، دیکته خواهد کرد (the IT).
آنچه که بیان شد ، کلید فهم این مطلب است که چرا سازمانها از سرمایه گذاری‌های خویش در حوزه IT طرفی بر نمی بندند. زیرا سرمایه گذاری‌هایی که غالبا” در زمینه تکنولوژی صورت می گیرد ، بدون درک و تحلیل ماهیت فعالیتهای راهبردی یا عملیاتی سازمانها که تکنولوژی قرار است پشتیبان آن باشد‌، انجام می گیرد».
متاسفانه با بالا گرفتن تب ERP در ایران ، مدیران عالی به جهت نداشتن شناخت کافی ، امر خطیر تصمیم گیری در قبال مسائل سازمانی فرا روی خویش را به کارشناسان فناوری اطلاعات واگذار کرده و به تصاویر مدینه فاضله ای که توسط آنان ترسیم می‌شود، دل خوش کرده اند. مدیران باید بدانند که عواقب این کار برای سازمان شان، بس سنگین خواهد بود.

شمس احمدی : من با توجه به تجاربی که در خارج از کشور داشته ام، آن‌قدر که در مورد ERP در ایران شنیده ام در آنجا نشنیده ام و این خیلی جالب است . ERP یک ابزار است ، ابزاری که اگر سازمان آماده باشد و بنیانهای اولیه آن به درستی گذاشته شده باشد‌، درست انتخاب شود و درست پیاده شود ، می تواند به تحقق اهداف استراتژیک و چشم اندازهای سازمان کمک کند .

 

ERP ، ابزاری برای یکپارچگی
تعریف ERP خیلی روشن است و من هم یک تعریف خیلی ساده از آن دارم‌. ERP ابزاری است که برای یکپارچه کردن فرآیندها ، جمع آوری اطلاعات و برنامه‌ریزی منابع سازمان مورد استفاده قرار می‌گیرد . ERP به موضوع به صورت فرآیند نگاه می کند ، یعنی جدا از هم ، یا وظیفه ای
( Functional) نگاه نمی کند. حالا باید ببینیم چگونه می توانیم به ERP برسیم . من همان‌طور که تاکید کردم ERP به نظر من یک ابزار است . نخست سازمانی که می خواهد به سمت ERP حرکت کند باید چشم انداز و استراتژی نیل به اهدافش مشخص باشد و بداند آیا این ابزار می‌‌تواند او را برای نیل به اهدافش کمک کند یا خیر ؟
ما هم اکنون در گروه صنایع شوینده بهشهر مشغول انتخاب سیستم ERP بر اساس روش مدون و متداول با در نظرگرفتن اهداف و نیازمندیهای شرکت هستیم .
واقعا باید دید که اهداف سازمان از انتخاب ERP چیست ؟ چون خیلی اوقات سازمانها به ERP نیاز ندارند . اکثر شرکتهای خارجی وقتی می خواهند چشم انداز ترسیم کنند ، سعی می کنند تا جایی که ممکن است ، افراد بیشتری از سازمان را در تهیه آن چشم انداز مشارکت دهند‌. ما باید ببینیم جایگاه ERP کجاست ؟ آیا برای رسیدن به اهدف استراتژی شرکت است ؟ و یا تحقق اهدف کوتاه مدت ؟
در ایران یا خارج از کشور آن‌قدر که روی ابزار ERP تاکید می شود روی مسائل نیروی انسانی تاکید نمی شود، توجه نمی کنیم که این ابزار را باید انسانها استفاده کنند ، پس مسئله مدیریت تغییرات خیلی مهم است ، اما من هیچ سازمانی را تا کنون در ایران ندیده ام که به موضوع تغییرات فرهنگی و تکنولوژی در این فرآیند به اندازه لازم توجه کرده باشد . سازمانها باید از خودشان شروع کنند . کارمند یک شرکت باید بداند که برای چه شرکتی و با چه چشم اندازی کار می کند . یعنی این دو عامل «ابزار» و «فرهنگ» در کنار هم هستند، نمی توان به ابزار بدون توجه به استفاده کنندگان آن نگریست . به نظر من هر شرکت ابتدا باید نیازهای خود را مشخص کند . مدیریت باید بداند که در چه راهی می تواند قدم بردارد . بعد اگر ERP به عنوان یک ابزار برای نیل به هدف او کمک می کند ، باید انتخاب را براساس یک روش مدون انجام داد و در کنار انتخاب به مسائل مدیریت تغییرات نیز توجه کرد . مسئله آموزش این سیستم ها بسیار مهم است و باید از قبل برای اجرای آن برنامه ریزی شود و نباید چند هفته قبل از استقرار سیستم به فکر آموزش افتاد و انتظار داشت که فردی که 30 سال است با یک فرآیند مانوس شده است، در مدت چند هفته خود را با سیستم جدید منطبق کند . همة این مسائل از موقع انتخاب تا پیاده سازی باید مورد توجه قرار گیرد .

کازرونی: صحبت‌های دوستان تا حد زیادی تعریف دقیق ERP را مشخص کرد. در مباحث مطرح شده، موضوع از دیدگاههای گوناگون مورد توجه قرار گرفت و پوشش مناسبی داده شد، بنابراین من چیز زیادی نمی‌خواهم اضافه کنم. فقط تاکید کنم گرچه ERP نقش ابزاری دارد، ولی نباید با دید ابزاری به آن نزدیک شد؛ بلکه باید با دید Solution یا راه حلی به آن نگاه کرد، تا بتوان کارآیی آن را در سازمان افزایش داد.

نقشهای ابزاری و توسعه ای
اگر ما در تعریف ERP دو نقش هم‌زمان قائل شویم، یکی از این نقش‌ها، نقش ابزاری است و دیگری نقش توسعه‌ای است. یعنی ERP علاوه بر نقش ابزاری می‌تواند با استفاده از ظرفیت‌های ناشناخته، سازمان را از نظر مدیریتی، دانشی و استفاده از منابع سازمان توسعه دهد. در جایگاه ابزاری نیز می‌تواند در تسهیل امور کاربرد داشته باشد. به عنوان مثال سرعت و دقت را افزایش دهد. اگر این دو نقش به صورت متوازن و همزمان در سازمان مورد توجه قرار گیرد، نشان می‌دهد که ما توانسته‌ایم از ERP به عنوان یک ابزار توانمندساز در سازمان در بستر سیستم‌های اطلاعاتی بهره بگیریم.
می‌دانیم که در حوزه سازمان، فیزیک منابع اهمیت چندانی ندارد، بلکه اطلاعات آنها مهم است و در فرآیند برنامه‌ریزی به کار گرفته می‌شود. بنابراین اگر اطلاعات منابع سازمان در زمان مورد نیاز، تحت فرآیند برنامه‌ریزی قرار گیرد تا هدفی از اهداف فرآیندها محقق شود، ERP در سازمان جاری شده است.

در حال حاضر چند نکته در ERP بسیار مهم است. نخست اینکه همان‌طور که آقای شمس احمدی اشاره کردند، موضوع فرآیندگرایی است، یعنی نگاه وظیفه‌گرا نیست، بلکه فرآیند است که در سازمان توزیع می‌شود و حرکت می‌کند تا نتیجه فرآیند به ثمر بنشیند، بنابراین فرآیند اصالت دارد. موضوع دیگر بحث یکپارچگی است. یکپارچگی نیز از آن مباحث بحث‌برانگیز است که ما در تعریف کمتر به آن پرداختیم. وقتی ما می‌گوئیم «یکپارچه » باید بدانیم به صورت دقیق منظور ما از یکپارچگی چیست؟

 

لایه های یکپارچگی
ما در کتاب جدیدمان‌ برای پکپارچگی چند لایه به این شرح برشمرده‌ایم:
1 - یکپارچگی در داده‌ها (Data Integration) که از افزونگی و تناقض در داده جلوگیری می‌کند.
2 - یکپارچکی در اطلاعات (Information Integration) که ترجمان Data درحوزه‌های مختلف است و داده‌ها نباید تناقض داشته باشند.
3 - یکپارچگی در دانش (Knowledge Integration). دانش در حوزه‌های مختلف تولید می‌شود، اما یکپارچگی و توازن آن باید با توجه به نیاز در انجام فرآیندها بخصوص در زمان تصمیم‌گیری حفظ شود.
4 - یکپارچگی در فرایند (Process Integration). در این مورد بحث روش ارزشیابی متوازن Balance Score Card) BSC) مطرح می‌شود. چون اگر فر‌آیندهای یک سازمان ضعیف باشد، وقتی سازمان تحت فشار اقتصادی قرار می‌گیرد، پاره شدن از همان حلقه‌های ضعیف آغاز می‌شود. ارتباط فرآیند‌ها، تاثیر آنها بر یکدیگر و بر نتیجه مورد انتظار، و نحوه تعامل افراد در انجام فرآیند، از موارد یکپارچگی در فرآیندها محسوب می‌شود.
5 - یکپارچگی در منابع انسانی (People Integration). ارتباط منابع انسانی و دانش‌ این‌گونه منابع در ارتباط با فرآیندهایی که به عنوان مسئولیت در سازمان می‌پذیرند.
6 - یکپارچگی در سازمان و ساختار (Organization Integration)
7 - یکپارچگی در برنامه‌های کاربردی (Application Integration). ابزارهای اطلاعاتی و برنامه‌های کاربردی که در اختیار افراد قرار می‌گیرند، باید پاسخگوی مسئولیت‌هایشان باشد.
اگر این لایه‌ها تکمیل شوند، بعد ما می‌توانیم بگوییم که دارای یکپارچگی هستیم. بعد از آن بحث ساختار یافتگی فرآیندها مطرح می‌شود. اگر در سازمانی مدیران احتیاج دارند دائم دخالت کنند و تصمیم‌گیری کنند و دنده‌ای از چرخ‌دنده‌های سیستم جعبه‌دنده سازمان شوند، ERP در آن سازمان مستقر نمی‌شود، چون ERP تعاریف فرآیندها را از قبل کرده است و فرآیندها را وابسته به اطلاعات، نحوه انجام و پارامترهای آن کرده است.
ایجاد پارامترهایی که آقای اردستانی نیز به آن اشاره کردند همین است که ما باید ساخت یافتگی را در آن لحاظ کنیم و تعامل سیستم را در فرآیندها ببینیم و نیاز به تصمیم‌سازی در عملیات جاری توسط مدیران را تا جایی که ممکن است کاهش دهیم.
اگر این اصول محقق شود و اگر ابزار مناسب هم انتخاب شود، می‌توانیم بگوییم سازمان به یک راه حل ERP رسیده است.

طالبی: دوستان هرکدام از مناظر مختلف به ERP نگاه کردند و نقطه‌نظراتشان را در این مورد ارائه نمودند. اجازه دهید بنده موضوع را از منظر دیگری بازکنم.
علی‌رغم اینکه تمام مدیران و مسئولان رده بالا در کشور شبانه روز و با جدیت بسیار در تلاش هستند، ولی آن‌طور که باید به اهداف و آرمانهای موردنظرشان دست نیافته‌اند. اگر چه در برخی قسمتها مانند انرژی هسته‌ای یا در نانوتکنولوژی، ژنتیک و صنایع نظامی به دلیل توجهات ویژه دولتمردان رشد بسیار خوب و تحسین‌برانگیز حاصل شده است، اما در بسیاری عرصه‌ها اعم از اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اهداف موردنظر محقق نشده است. علت این عدم موفقیت در نیل به اهداف از این قرار است‌‌:

مدیریت سلیقه‌ای
اول اینکه : مدیران در رده‌های مختلف به جای تکیه بر روشهای مدیریت علمی و سیستماتیک، بر سلیقه‌های فردی خود تکیه می‌کنند. از آنجا که سلیقه و برداشت مدیران در رده‌های مختلف در مورد موضوع‌های کلیدی با هم مختلف و گاهی متضاد است، لذا هنگامی‌که در راس یک سازمان و یا نهاد قرار می‌گیرند درصددند تا به هر نحو ممکن سلیقه خود را به سازمان تحمیل نمایند. به‌عنوان مثال برخی مدیران تابع درهای باز و برخی تابع درهای بسته و حمایت از تولیدات داخلی هستند یا برخی تابع تثبیت قیمت‌ها و برخی موافق آزادسازی قیمت‌ها متناسب با عرضه و تقاضا هستند، برخی پیوستن به سازمانهای بین‌المللی نظیر سازمان تجارت جهانی (WTO) را خدمت و بعضی خیانت می‌دانند و معتقدند با پیوستن به WTO صنایع کشور به شدت لطمه دیده و موج بیکاری در کشور به‌وجود می‌آید. برخی حامی برون‌سپاری فعالیتهای تخصصی در سازمان بوده و برخی تابع برون‌سپاری خدمات پشتیبانی هستند، برخی اصلاح ساختار در سازمان را شقه شقه‌کردن و جزیره‌ای کردن آن می‌دانند، بعضی یکپارچه‌سازی و نگرش فرآیندی به جای ساختار وظیفه‌ای (Functional) را می‌پسندند. بعضی نظام هماهنگ در پرداختها را موجب عدالت و برخی آن‌ را نابود‌کننده انگیزه‌ها و بهره‌وری و پویائی سازمانها می‌دانند، برخی توسعه و حمایت از اقتصاد «منبع پایه» را کلید نجات افتصاد کشور می‌بینند و سرمایه‌های ملی را به سمت توسعه صنایع سنگین و مزاحم وارداتی نظیر فولاد، مس، آلومینیم،... هدایت می‌کنند. بعضی توسعه و حمایت از اقتصاد «دانش محور» با توجه به مزیتهای نیروها و استعدادها و پتانسیل‌های تخصصی و ارزان قیمت موجود کشور را مهمترین ابزاز توسعه جهشی جمهوری اسلامی ایران می‌دانند و علاقه‌مندند تا سرمایه‌های کشور را به سمت تولید دانش و فناوری نوین و جنبش نرم‌افزاری هدایت ‌نمایندو دهها مثال دیگر از این قبیل که همه و همه ناشی از مدیریت سلیقه‌ای به جای مدیریت سیستماتیک و علمی می‌باشد. در چنین شرایطی همواره کارکنان و کارشناسان سازمان منتظرند تا ببینند که در تغییر و تحولات دولت و مجلس شورای اسلامی و وزرا چه سلیقه‌هایی حاکم خواهد شد و مدیر رده بالای سازمان چه دستور می‌دهد. بدین‌جهت همواره سازمان دچار شوک‌شده و رشد معقول و پایدار را در چارچوب اهداف و آرمانهای نظام اسلامی نخواهد داشت. باید چاره‌ای اندیشیده شود تا نظام سیاسی کشور در چارچوب حفظ استقلال سیاسی و صیانت از ارزشهای جمهوری اسلامی ایران با استفاده از روشهای علمی، سریعاً به تعیین و تثبیت چشم‌انداز، اهدف، آرمانها و راهبردهای اصلی پرداخته و دستگاههای اجرایی خارج از سلیقه‌های فردی و براساس مدیریت نوین با حفظ ارزشهای نظام به بسیج کلیه امکانات جهت نیل به آن آرمانها بپردازند. خوشبختانه چشم‌انداز 20 ساله جمهوری اسلامی ایران که بهترین میثاق و محور توسعه در تمامی عرصه‌ها در کشور می‌باشد، به خوبی تــدوین و ابلاغ شده و وقت آن رسیده است تا مدیران ارشد دستگاهها سلیقه‌های فردی را فدای منافع ملی مندرج در چشم‌انداز بنمایند.

نظام موجی
دوم اینکه : نظام مدیریت در سازمان‌ها، نظام موجی است. یک زمانی موج ISO راه افتاده بود، همه فکر می‌کردند اگر ایزو بگیرند تمام مشکلات حل می‌شود. بعد خیلی‌ها ایزو گرفتند، دیدند هیچ تغییری حاصل نشد. در یک دوره موج «نظام مدیریت مشارکتی» راه افتاد، کلی از زمان مدیران صرف این موضوع شد، اما مسئله حل نشد، بعد گفتند سیستم مدیریت تعالی سازمان (EFQM)، حلال مشکلات است همه روی این موضوع متمرکز شده‌اند و بعد روش کارت ارزیابی متوازن (BSC) و .. اما هم‌چنان مشکل برجاست. غافل از اینکه همین نگاههای موضعی، مقطعی و حساب نشده، چابکی و پویایی را از سازمانهای ما سلب کرده است. در واقع هر یک از این ابزارهای مدیریتی همانند قطعات یک پازل هستند و باید ابتدا به‌صورت جامع نقش و جایگاه هر قطعه مشخص و برای کلیه رده‌های سازمانی تفهیم و سپس با اولویت به اجرا درآید.

 

یکی از مسائلی که به تازگی مورد توجه قرار گرفته برنامه‌ریزی راهبردی (Strategic Planning) است. من مخالفتی با این موضوع ندارم و خیلی هم خوب است، اما مشکل اینجاست که این هم یکی از همان موجهاست. به اعتقاد من برنامه‌ریزی منابع بنگاه (ERP) هم مثل همین موضوع است. خیلی از مدیران ما فکر می‌کنند ERP موضوع جدیدی است، گویی که یک سال پیش به وجود آمده است، در حالی که همان‌طور که دوستان اشاره کردند نزدیک به 20 سال از پیدایش آن می‌گذرد.
برطبق نظر آقای پورتر هر سازمان شامل 2 نوع فعالیت است: یک نوع فعالیت مربوط به ماموریت و اهداف اصلی کسب و کار است که ماموریت آن سازمان‌ محسوب می‌شود. به عنوان مثال در صنعت نفت فعالیتهای اکتشاف، توسعه، حفاری، تولید، پالایش، پتروشیمی، توزیع، فروش، معاملات بین‌المللی یا داخلی جزو فعالیتهای اصلی (‌‌Core Business) صنعت نفت محسوب می‌شوند. دسته دیگری از فعالیتها، مربوط به فعالیتهای‌ پشتیبانی است که به تمام فعالیتهای اصلی سرویس می‌دهند مثل تامین و مدیریت منابع مالی، منابع نیروی انسانی، تجهیزات، کالا و این قبیل فعالیتها. اگر مدیران به دنبال نظام منسجم، قوی و یکپارچه در سازمان هستند، باید بین فعالیتها‌ی اصلی ( Core Business) و سایر بخشهای پشتیبانی‌کننده در کل سازمان ارتباط برقرار نمایند.

تعریف ERP
بنابراین می‌توانیم بگوییم ERP نرم‌افزاری است جامع که باعث یکپارچه سازی و مدیریت منابع در سازمان می‌شود و درعین حال برنامه‌ریزی و سامان دهی کلیه منابع مورد نیاز کسب و کار را به منظور ارائه بهترین سرویس به فعالیتهایی که ماموریت اصلی سازمان (Core Business) را انجام می‌دهند، برعهده دارد.
دلیل مطرح شدن سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمانی (ERP) این بوده است : هنگامی که در دهه 80 میلادی PC ها به بازار آمدند، بعضی‌ها به غلط تصور کردند که PCها قوی‌تر از کامپیوترهای بزرگ هستند و لذا موضوع Down Sizing مطرح شد. در این شرایط هر یک از ادارات خود را به PC مجهز کردند و به یکباره سیستم‌های جزیره‌ای و ناهماهنگ در سازمانها متداول شد. هر اداره در سازمان یک سیستم مالی، تدارکاتی و پرسنلی جداگانه خاص خود را ایجاد و برروی PCها و شبکه محلی جداگانه نصب کرد. در این شرایط مدیریت بر منابع و فرایندها از چنگ مدیران ارشد خارج شد. بنابراین در این شرایط موضوع سیستم‌های یکپارچه مطرح شد. سیستم‌هایی که یکپارچه و در کل سازمان یکسان (Unique) باشند و به کل سازمان سرویس داده و کلیه فعالیتهای وظیفه‌ای را به فعالیتهای فرآیندی تبدیل نمایند، این نرم‌افزار در واقع سیلوهای سیمانی بین شرکتهای اصلی، فرعی و مدیریتهای وظیفه‌ای (Functional) را از میان برداشت و از همه مهمتر این امکان را به‌وجود آورد تا ضوابط یکسان در ارتباط با یک موضوع در کل سازمان به‌صورت یکپارچه و فرایندی به اجرا درآید. خوشبختانه در ایران تلاشهای قابل توجهی در این زمینه انجام شده است. نرم‌افزارهای بسیار خوبی در ایران تولید شده است. خود ما در صنعت نفت حدود 10 سال پیش ایجاد سیستم‌ یکپارچه و هماهنگ را در برنامه‌ریزی و مدیریت منابع (ERP) شروع و چند قسمت اصلی آن را در داخل تولید کردیم و هم اکنون در حال تکمیل و یکپارچه‌سازی آن هستیم و اجازه ندادیم که ایجاد سیستم‌های جزیره‌ای و ناهماهنگ، شیرازه صنعت نفت را از هم بپاشد. به نظر من جـــامع‌نگری در سازمانها آغاز خوبی برای تحول فراگیر در سازمانهاست؛ البته نه تحولی با نگاههای تنگ نظرانه و موضعی.

 

جمع بندی
بهنیا: من می‌خواهم از بحث نتیجه‌گیری کنم. من فکر می‌کنم به عنوان نماینده یک بنگاه و سازمان اینجا نشسـته‌ام و می‌خواهم از صحبتهای دوستان دانشی را برای سازمان خود کسب کنم. از صحبتهایی که تاکنون مطرح شد، من این نتایج را گرفتم:
- ERP ، یک علم و فن برای مدیریت منابع است.
- ERP ، با ابزارهای کامپیوتری که به کار می‌گیرد، سرعت و دقت فرایند را تسریع می‌کند.
- در این فرایند موضوعاتی مانند استراتژی و چشم انداز بسیار مهم است.
- به دلیل پیچیدگی بسیار زیاد در روابط برون سازمان، روشهای سنتی برنامه‌ریزی دیگر قابل قبول نیست.
- ERP ، یک سیستم اطلاعاتی قابل تغییر و تنظیم است.
- ERP ، فرایند اطلاعاتی را بین واحدها و در درون واحدها با واحدهای بیرونی تنظیم می‌کند.
- ERP ، دارای لایه‌های مختلف مانند دانش، عملیات و مدیریت و راهبرد است.
- ERP ، سیستم یکپارچه‌ای است که فرهنگ سازمانی را پشتیبانی می‌کند.
- IT ، نقش تواناساز دارد و IS نقش چرایی سیستم‌ها را دنبال می‌کند.
- نقش کلیدی انسانها در فرایند ERP مورد تاکید قرا رگرفت.
- موضوعات را ما جای اینکه وظیفه ای ببینیم، باید فرایندی ببینیم.
- اطلاعات مورد نیاز را برای تصمیم‌گیری مدیران، جمع‌آوری کنیم.
- سیستم باید توانمند باشد و سناریوهای مختلف را بتواند حل کند و تغییرات را بپذیرد.
- سازمان باید چشم انداز داشته باشد، بداند به کجا با چه استراتژی می‌رود.
- به نقش فرهنگی‌ انسانها باید توجه شود، همه کارکنان باید بدانند که شرکت‌ آنها کجا می‌خواهد برود.
- ERP ، می تواند از دو جنبه ابزاری و توسعه، مورد توجه قرار گیرد.
- در ERP ، یکپارچکی سیستم‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد.
- ما باید ماموریتهای اصلی سیستم را از طریق نظامهای سرویس‌دهی پشتیبانی کنیم و بینSupporting Systems و Core Business ارتباط برقرار کنیم.
- نهایت اینکه اگر این کارها انجام شود، آن‌گاه سازمان می‌تواند منابعش را به‌طور اصولی برنامه ریزی کند.

 

لازم به ذکر است که این مطلب تحت عنوان بالا در مجله تدبیر 176و به صورت میز گرد بیان شده است

شرکت کنندگان در میزگرد

بهزاد بهنیا: فوق لیسانس مهندسی سیستم ها از دانشگاه لندن، دارای تجارب تخصصی در زمینه ERP، مدیرعامل شرکت کلان سیستم

محمد حسن شفازند: دکترای علوم کامپیوتر از دانشگاه اکلاهما، متخصص در هوشمندسازی فرایندهای کاری و سیستم‌ها، دارای سالها تجربه تدریس و تحقیق درمورد سیستم‌های سازمانی و فناوری اطلاعات در دانشگاههای داخل و خارج، عضو هیات علمی دانشگاه شهید باهنر

مسعود شمس احمدی: فوق لیسانس کامپیوتر از آمریکا، دارای بیش از بیست سال سابقه فعالیت تخصصی در انتخاب و پیاده سازی سیستم ها و پروژه های بزرگ در خارج از کشور، مدرس دانشگاه

حسین طالبی: دانش آموخته کامپیوتر از انگلستان، عضو شورای عالی انفورماتیک کشور، دارای سوابق مدیریتی در سیستم‌های ERP ، مدیر فناوری اطلاعات شرکت ملی نفت ایران

مهدی علینقی زاده اردستانی: دانشجوی دکترای کنترل در دانشگاه تربیت مدرس، مدیر پروژه طرح ساماندهی سیستم های ERP در ایران (در دفتر همکاریهای فناوری نهاد ریاست جمهوری)، مدیر دپارتمان سیستم های اطلاعاتی بنیاد توسعه فردا

مهرداد کازرونی: دکترای طراحی سیستم های تولید به کمک کامپیوتر از استرالیا، عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی خواجه نصیر، سرپرست کار گروه سیستم های کاربردی و مدیریت منابع تکفا، مدیرعامل شرکت کرانه

سیامک گراکویی: فوق لیسانس مهندسی صنایع، دارای بیست سال سابقه فعالیت تخصصی، مدیر امور توسعه بازار و دفتر پشتیبانی پروژه های سیستم های اطلاعاتی شرکت ایریسا