مدیریت ، اقتصاد و کامپیوتر

درباره همه مطالب مرتبط با مدیریت می نویسم یا مطلب می گذارم ترفندها و مقالات کامپیوتری هم بعد از مطلب مرتبط با اقتصاد در اولویت هستند

مهندسی فرهنگی جامعه
نویسنده : سلام دشتی - ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٠
 

ر تحول جوامع، فرهنگ، نقش اساسی و تعیین‌کننده دارد. در عین حال تحول می‌تواند فرهنگ را متأثر سازد. بنابراین فرهنگ در موفقیت و تداوم تحول، نقشی بی‌بدیل دارد. از همین رو در تحولاتی که به اقتضای برهه‌ای از تاریخ، ضروری تشخیص داده می‌شود و در قالب سیاستهای کلی و جهت‌گیری‌های کلان ارائه می‌شود، لازم است این تأثیر متقابل مورد توجه جدی قرار گیرد. بایست توجه داشت که مکمل سیاستهای کلی همان فرهنگ جامعه در افق زمانی مورد نظر (مثلاً بیست سال بعد) خواهد بود ، علاوه‌بر این پیروی صحیح و مؤثر سیاستهای کلی و جهت‌گیری‌های کلان مزبور مستلزم مدیریت اجتماعی و هدایت عنصر فرهنگ است و رویکرد صرفاً فنی به تحول، جز شکست ثمری نخواهد داشت. تحقق چشم‌انداز بلند مدت، مستلزم آن است که عناصر ساختار، فرایندها، فناوری و فرهنگ باتوجه به تأثیر متقابل بریکدیگر، با محوریت فرهنگ (به لحاظ ذی‌شعور بودن محمل آن؛ انسان) و در راستای تحقق چشم‌انداز بلند مدت و استراتژی، و ملهم و مبتنی بر مدل‌های سنجیدة عینیت‌پذیر وپویا، همسو شوند. در واقع می‌باید پیکربندی سازمان جامعه، در تمامی ابعاد ساختار، فرایندها، فناوری و فرهنگ، با اهرم کردن فرهنگ، حفظ تناسب و توجه به تعامل میان این ابعاد، در حال تطور و تکامل به سوی چشم‌انداز باشد و از این روست که امر مهندسی فرهنگی جامعه معنا یافته و در رابطه با تحقق چشم‌انداز بلند مدت، اقتضای حیاتی می‌یابد. محمل این امر فرایند نظام‌مند، برنامه‌ریزی (آمایشی، کلان، بخشی، منطقه‌ای، و خرد) و رویکرد مقتضی آن، مهندسی (با خضوع وحفظ وفاداری به‌تمام معنا، اصول و معیارهای آن) است. شاید یادآوری این نکته خالی از فایده نباشد که، فرایند برنامه‌ریزی، نظام مندی و رویکرد آن خود از ویژگیها و در عین حال از شاخصها و شاخصه‌های فرهنگی جوامع است. به این ترتیب از مقدمات لازم در لبیک به دعوت مهندسی فرهنگی جامعه، بازنگری و بازمهندسی فرایند و نظام برنامه‌ریزی کشور است. در آن صورت است که در پرتو چنین بازمهندسی‌ای، از دگرگونی در پیکربندی دستگاه برنامه‌ریزی کشور می‌توان امید فایده و اثربخشی داشت.


شایسته یادآوری است که دنیای پیچیده و پرتحول امروز ایجاب می‌کند جوامع از تطبیق‌پذیری بالا و مداوم برخوردار باشند و این مهم به نوبه خود اقتضا می‌نماید نقش انسان و تکنولوژی از حالت پشتیبان، به‌طور مشترک به نقش اساسی و پیش‌برنده ارتقا یابد. در این صورت مقتضی است، شورای انقلاب فرهنگی در تعامل با مجمع تشخیص مصلحت و بازوهای کارشناسی آن، سیاست‌های کلی نظام را ازلحاظ انجام چنین نقشی برای انسان و تکنولوژی، مورد بازنگری قرار دهد.
شورای انقلاب فرهنگی با باز مهندسی نظام برنامه‌ریزی کشور به نحوی که محوریت و نقش اهرمی فرهنگ در آن تعبیه شده باشد، می‌بایست در متن سیاستهای کلی نظام، دست به پردازش چشم‌انداز فرهنگی کشور زده، معماری و پیکربندی سیستمی جامعه را در تناسب با آن چشم‌انداز، بازمهندسی کرده، عوامل کلیدی موفقیت (و نیز) شکست در جهت تحقق آن چشم‌انداز را معین کرده، فرایندهای اساسی و فرابخشی ذی‌ربط با آن عوامل را تعریف کرده، تیم‌های فرابخشی و در عین حال واجدان شرایط را از بخشهای مربوط تشکیل داده و عهده‌دار بازمهندسی آن فرایندهای اساسی کند. حاصل و برایند کار آن تیم‌ها، می‌بایست در شورا با چارچوب معماری تطبیق یافته و سپس توسط همان تیم‌ها و با تکمیل آنها توسط تکنولوژیست‌ها، راه‌حل های تکنولوژیک پیاده‌سازی آن فرایندها طرح‌ریزی شود.
به منظور لبیک به دعوت شورای انقلاب فرهنگی به مهندسی فرهنگی جامعه، شأن و حق مطلب اقتضا می‌نماید نکات در پی آمده مورد توجه قرار گیرد:
1. در بررسی فرهنگ، لازم است به تمامی لایه‌های آن از باورها و ارزشهای بنیادی، آداب، سنن، رسوم، عادات، هنجارها، تا محصولات و مصنوعات فرهنگی توجه شود.
2. مؤلفه‌های فرهنگ (جامعه، تکنیک، سلامت، بهداشت، تغذیه، زبان، گردش وگردشگری،اقتصاد،و . . .) با یکدیگر در تعامل بوده و در جهت سازگاری، یکدیگر را تعدیل ‌نمایند. بنابراین در ارزیابی برنامه‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت، و بلندمدت امور و دستگاههای مختلف، نه‌تنها می‌بایست به تغییرات کمی و کیفی مؤلفه‌های فرهنگی و تناسب و شتاب تغییرات مقتضی چشم‌انداز توجه شود، بلکه مهم‌تر از آن بایستی به تست سازگاری تغییرات میان مؤلفه‌ها (که کمیت و شتاب را تحت تأثیر قرار می‌دهد)، مبادرت کرد. این شیوة ارزیابی با آنچه در وضعیت کنونی در نظام برنامه‌ریزی کشور متداول و صرفاً بر پیشرفت اهداف بخشی، آن هم جدا از یکدیگر متمرکز بوده و بدون توجه به آثار وثمرات فرهنگی آنها صورت می‌پذیرد، متفاوت است. شایسته یادآوری است که اساساً در نظام برنامه‌ریزی فعلی نگاه به فرهنگ، بخشی و محدود به محصولات فرهنگی و تبلیغات (لایه رویین فرهنگ) است. علاوه بر این در نظام مزبور نگاه به فرهنگ چه به عنوان کاتالیزور تحول و چه به عنوان غایت آن و در عین حال تعیین‌ و تضمین‌کننده تحول‌پذیری مداوم جامعه، مورد غفلت قرار گرفته است.
3. تغییرات فرهنگی در سه عرصه آبشخور دارد:
_ عرصة رسمی
_ عرصة غیر رسمی
_ عرصة فنی و تکنولوژیک
عرصة رسمی را آموزه‌های دینی- اخلاقی، آموزش و پرورش، و خانواده تشکیل می‌دهد. در حالی که عرصةغیر رسمی همان محیط تعاملات اجتماعی، و عرصه فنی محیط تعاملات کاری- حرفه‌ای و تکنولوژی است. هرگونه ناسازگاری درون این عرصه‌ها (مثل تعارض میان آموخته‌ها و هنجارهای مدرسه و خواسته‌ها وامر و نهی‌های خانواده، یا عدم انطباق میان گفته و عمل هریک از معلمان و والدین، ویا تعارض ارزشها بین معلمان و والدین) و ناسازگاری و ناهمسویی میان عرصه‌های مختلف (مدرسه با اجتماع، خانواده با اجتماع و قوانین ومقررات، و مدرسه با تکنولوژی- مثلاً در کتاب و کلاس علوم اجتماعی صرفاً از آثار سوء تکنولوژی داد سخن برود، در حالی که در محیط کار و حرفه، تأثیرات چشمگیر تکنولوژی را در توسعه رفاه و پیشگیری از آفات اجتماعی و فساد اداری مشاهده شود)، موجب اغتشاش فرهنگی و اختلال در نظام ارزشی شده، شایستگیها و شایسته‌سالاری را مضمحل می‌کند.
4. در فرایند این عمل خطیر می‌بایست از یک نوع ابتلای ضد ارزش که آقای “کریس آرجیریس” استاد دانشگاه هاروارد از آن به عنوان بی‌لیاقتی ماهرانه نام می‌برد پرهیز و مراقبت کرد. این آفت مهلک را نادیده گرفتن و سرپوش گذاردن بر شکاف میان ارزشهای واقعی و رایج و ارزشهای معهود است که همچون ویروس، ارزشهای معهود را مضمحل و نابود می‌کند.
5. به‌کارگیری عنوان مهندسی در ارتباط با فرهنگ جامعه یک بدعت و ابراز سلیقه نیست، بلکه همان گونه که از مطالب فوق برمی‌آید به لحاظ فراگیر بودن مفهوم فرهنگ و برخورداری آن از ارتباطات پیچیده سیستمی در درون و برون، مدیریت و هدایت فرهنگی جامعه مستلزم تبعیت از اصول و ضوابط مهندسی سیستم‌هاست.
آنچه گفته شد، یک برداشت از مفهوم مهندسی فرهنگی جامعه و مقتضیات آن است. این برعهده مرجع ذی‌صلاح، یعنی شورای عالی انقلاب فرهنگی است که با طرح و انتشار دیدگاههای متفاهم خود از این مفهوم و شأن توجه مؤکد مقام معظم رهبری به این امر، الزامات پرداخت مؤثر به این مهم را فراهم کرده و کلیه آحاد جامعه بویژه محافل آکادمیک را برای هرچه پربارتر این حرکت ترغیب و همراهی کند. ضمناً بایسته است به یک مدلول ضمنی، لیکن بسیار مهم دعوت شورای انقلاب فرهنگی به مهندسی فرهنگی جامعه‌ عنایت ویژه داشت. آنچه می‌تواند نقش شورای مزبور و اثربخشی اقدامات عمدتاً تاکتیکی آن را ارتقا دهد، همانا لبیک گفتن به این دعوت اساسی است.

منبع : مجله تدبیر