مدیریت ، اقتصاد و کامپیوتر

درباره همه مطالب مرتبط با مدیریت می نویسم یا مطلب می گذارم ترفندها و مقالات کامپیوتری هم بعد از مطلب مرتبط با اقتصاد در اولویت هستند

ارزش تجاری سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان (ERP)
نویسنده : سلام دشتی - ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٩
 

خلاصه : از زمانی که سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان مورد توجه قرار گرفته، نرخ بازگشت سرمایه پیاده‌سازی این سیستم‌ها برای بسیاری از سازمان‌ها رضایت‌بخش نبوده است. پیاده‌سازی این سیستم‌ها مستلزم سرمایه‌گذاری بسیار زیادی در تمامی ساختار و سطوح سازمان است. در حالی که علاوه بر شکست‌‌هایی که ممکن است سازمان‌ها در مرحله پیاده‌سازی با آنها روبه‌رو شوند، مزایا و منافع این سیستم‌ها به سختی قابل درک است. به عبارت دیگر، در این سیستم‌‌ها مزایای غیرمشهود بسیاری وجود دارد که به سادگی نمی‌توان آنها را درک کرد و یا مورد اندازه‌گیری قرار داد. یکی از مواردی که در همایش «تجربیات پیاده‌سازی سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان» مورد بررسی قرار می‌گیرد، راهکارهایی است تا بتوان با بهره‌گیری از آنها ارزش تجاری سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان را بیشینه کرد. در این همایش که روز 21 آبان ماه در دانشگاه علم و صنعت ایران برگزار شد، عوامل موثر بر ارتقای ارزش تجاری سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان با توجه به شرایط و محیط داخلی کسب و کار بررسی شدند.


ز زمانی که سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان مورد توجه قرار گرفته، نرخ بازگشت سرمایه پیاده‌سازی این سیستم‌ها برای بسیاری از سازمان‌ها رضایت‌بخش نبوده است.

پیاده‌سازی این سیستم‌ها مستلزم سرمایه‌گذاری بسیار زیادی در تمامی ساختار و سطوح سازمان است. در حالی که علاوه بر شکست‌‌هایی که ممکن است سازمان‌ها در مرحله پیاده‌سازی با آنها روبه‌رو شوند، مزایا و منافع این سیستم‌ها به سختی قابل درک است. به عبارت دیگر، در این سیستم‌‌ها مزایای غیرمشهود بسیاری وجود دارد که به سادگی نمی‌توان آنها را درک کرد و یا مورد اندازه‌گیری قرار داد. یکی از مواردی که در همایش «تجربیات پیاده‌سازی سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان» مورد بررسی قرار می‌گیرد، راهکارهایی است تا بتوان با بهره‌گیری از آنها ارزش تجاری سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان را بیشینه کرد. در این همایش که روز 21 آبان ماه در دانشگاه علم و صنعت ایران برگزار می‌شود، عوامل موثر بر ارتقای ارزش تجاری سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان با توجه به شرایط و محیط داخلی کسب و کار بیان می‌شود. ارزش تجاری، مجموع منافع ملموس و غیرملموس ناشی از پیاده‌سازی و استقرار سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان است.

افزایش ارزش تجاری در سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان در گرو عواملی است که در ادامه برخی از این موارد به اجمال بیان می‌شود.

انتخاب تامین‌کننده مناسب سیستم ERP

فرایند ارزیابی یک تامین‌کننده سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان، تنها شامل مشاهده ابعاد فنی راه‌حل پیشنهاد شده نیست. بلکه ارزیابی خبرگی، تجربه و بررسی سوابق پیاده‌سازی تیم نیز باید در این فرایند مورد توجه قرار گیرد. علاوه بر این، تعامل و همکاری افراد سازمان با تیم پیاده‌سازی نیز بسیار حائز اهمیت است. تامین‌کننده‌ای که انتخاب می‌شود، باید در زمینه تبدیل داده‌ها، ایجاد واسط‌های کاربری مناسب سازمان، سفارشی‌سازی سیستم با توجه به نیازهای سازمان و نگهداری سیستم، تجارب و تخصص کافی داشته باشد. علاوه بر این، تامین‌کننده باید بتواند خدمات پشتیبانی بدون وقفه‌ای را به سازمان ارایه کرده و در اسرع وقت در دسترس سازمان باشد. تامین‌کننده همچنین باید در حوزه کسب و کار سازمان دارای راه‌حل مناسب و تجربه کافی بوده و به فرایندهای اصلی کسب و کار سازمان تسلط داشته باشد.

بهینه‌سازی فرایندهای کسب و کار

سازمان‌ها باید بدانند که پیاده‌سازی سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان، یک پیاده‌سازی فنی نرم‌افزاری نیست، بلکه بازمهندسی فرایندها و طراحی دوباره سازمان است.  به منظور کسب ارزش واقعی سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان، پیاده‌سازی این سیستم باید با بهینه‌سازی و بهبود‌ فرایندهای سازمانی همراه شود. یکپارچه‌سازی فرایندها، فناوری و منابع انسانی در قالب ایجاد بهره‌وری، می‌تواند ارزش تجاری سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان را بیشینه کند.

بهینه‌سازی فرایندهای کسب و کار، شامل طراحی مجدد فرایندها برای دستیابی به اثربخشی است. بهینه‌سازی فرایندها، به معنای درک وضعیت موجود فرایندها، ارزیابی آنها برای یافتن فعالیت‌های بدون ارزش افزوده، بررسی پتانسیل استانداردسازی فرایندهای مشابه در کل سازمان، مشخص کردن نقاط یکپارچه‌سازی و تشخیص چگونگی ترکیب اجزای سیستم برای دستیابی به کارکرد مورد نیاز است.

پیاده‌سازی سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان با این رویکرد، حداکثر کردن نرخ بازگشت سرمایه (ROI) را به سازمان‌ها نوید می‌دهد. در واقع این روش پیاده‌سازی سیستم، به سازمان‌ها کمک می‌کند که یک  رابطه هم‌افزایی میان فناوری و فرایند ایجاد کنند.

بهینه‌سازی فناوری کسب و کار (BTO)

بهینه‌سازی فناوری کسب و کار(Business Technology Optimization)، یک مساله اولیه ضروری برای هم‌راستایی فناوری با عملکرد کسب و کار است. در قالب این موضوع توسعه فناوری اطلاعات در سازمان به نحوی صورت می‌گیرد که در راستای استراتژی‌های کسب و کار باشد. راه‌حل بهینه‌سازی فناوری کسب و کار، دو جزء اصلی حاکمیت فناوری اطلاعات و مدیریت برنامه ‌کاربردی را شامل می‌شود. حاکمیت فناوری اطلاعات یک چارچوب جهت اطمینان از انطباق فعالیت‌های فناوری اطلاعات با استراتژی‌های کسب و کار سازمان است. مدیریت برنامه ‌کاربردی به فناوری اطلاعات، توانایی مدیریت و نظارت پیوسته عملکرد برنامه‌های کاربردی سازمان را می‌دهد. یکپارچگی، اتوماسیون و یکنواختی برنامه‌های کاربردی و فرایندها کلید موفقیت مدیریت برنامه کاربردی است. در واقع می‌توان رویکرد ایده‌ال بهینه‌سازی فناوری کسب و کار را این‌گونه تعریف کرد:

- کلیه فعالیت‌های فناوری اطلاعات را با چارچوب کسب و کار هماهنگ سازد.

- بر بهینه‌سازی فناوری سازمان براساس تغییرات مورد نیاز در فرایندهای سازمان تمرکز کند.

- از شاخص‌‌های استاندارد اندازه‌گیری و ارزیابی کیفیت فناوری اطلاعات استفاده کند.

به منظور حداکثر کردن ارزش تجاری سیستم‌های برنامه‌ریزی منابع سازمان باید فناوری اطلاعات به عنوان اصلی‌ترین بخش فناوری کسب و کار، بهینه شده و در اختیار استراتژی‌های اصلی کسب و کار قرار گیرد. سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان نیز بخشی از فناوری سازمانی است که بهینه کردن آن به حداکثر کردن ارزش تجاری سیستم می‌انجامد.

اندازه‌گیری هزینه کلی مالکیت (TCO)

هزینه کلی مالکیت(Total Cost of Ownership) شامل کلیه هزینه‌های مرتبط با سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان در کل چرخه عمر سیستم می‌شود. تحلیل هزینه کلی مالکیت می‌تواند ابزار مناسبی برای بودجه‌ریزی و یا انتخاب یک گزینه از گزینه‌های مختلف باشد. این روش، یک ابزار استاندارد برای کاهش ریسک به خصوص برای زمان محدود بودن بودجه است. به منظور امکان‌سنجی اقتصادی خرید یک سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان باید هزینه کلی مالکیت با کلیه مزایایی حاصل از سیستم مقایسه ‌شود. هزینه کلی مالکیت هزینه‌های مستقیم مانند مبلغ خرید امتیاز نرم‌افزار، هزینه سخت‌افزار، هزینه نگهداری، و هزینه کارکنان داخلی و هزینه‌های غیرمستقیم مانند بیکاری سیستم، اشکالات غیرمترقبه و کاهش کارکرد کاربران تقسیم را در بر می‌گیرد.

سازمان‌ها باید درک کنند که خرید یک بسته نرم‌افزاری تنها بخشی از راه‌حل کلی است و برای اطمینان از دستیابی به حداکثر ارزش تجاری یک سیستم و مدیریت هزینه کلی مالکیت آن، باید از ترکیب بهینه‌سازی فرایندهای کسب و کار و بهینه‌سازی فناوری کسب و کار استفاده کند. در واقع این رویکرد به سازمان‌ها در کاهش هزینه کلی مالکیت و افزایش نرخ بازگشت سرمایه در یک بازه زمانی کوتاه کمک می‌کند.